اولین بار
که بخواهم
بگویم "دوستت دارم"
خیلی سخت است
اما آخرین بار
آن
از همیشه سخت
تر است
و امروز می
خواهم برای آخرین بار بگویم "دوستت دارم"
و بعد راهم را
بگیرم و بروم...
چون تازه
فهمیده ام که
تو هرگز
دوستم نداشتی...
!عمو شلبی
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:35 توسط NoBoDY |
نقاشی تو را می کشم،
ولی به جای رنگ قرمز
به قلب فلزی ات ضد زنگ میزنم!
تا از آسیب اشک هایم در امان باشد!

!
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:8 توسط NoBoDY |
غروری بالاتر از عشق...
لحظه هایی تاریک! من! تو!
و تمنای آن دل شیشه ای...
شکستن را دوست نداریم!
و ما عشق را میشکنیم، تا شیشه نشکند!!!

!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:46 توسط NoBoDY |
هرچه هستی باش!
اما کاش...
نه! جز اينم آرزويی نيست.
هرچه هستی باش!
اما باش!!!

قیصر امین پور
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:17 توسط NoBoDY |
دوستت دارم هایت را باور میکنم
درست مثل امضای آخر نامه هایت!
که میگویی خون است،
ولی طعم آب انار می دهد!!!
!
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20:45 توسط NoBoDY |
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده...
نبوس!
نمک گیر می شوی !!!

!
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:14 توسط NoBoDY |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 22:4 توسط NoBoDY |
دیشب دوباره به خوابم آمدی؛
با همان لبخند همیشگی...
ای کاش هیچوقت بیدار نمی شدم!!!

"نوید"
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:20 توسط NoBoDY |