|
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت، شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:1 توسط NoBoDY |
  
بیایید قانون شکن باشیم!!!
دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون است، پس بیا حادثه جو و قانون شکن باشیم.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 4:52 توسط NoBoDY |
  
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد، نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را دیدم، نگاهم کرد دل به او بستم، ولی بعدها فهمیدم فقط نگاهم می کرد.
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:35 توسط NoBoDY |
  
به من ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بمير ميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم.
نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 15:13 توسط NoBoDY |
  
پائيز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون اشك دل است دل را دوست دارم چون در آن عشق است و عشق را دوست دارم چون عشق یعنی زندگی !!!
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:59 توسط NoBoDY |
  
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:18 توسط NoBoDY |
  
خداوندا دلم را از سنگ بساز نه به خاطر اینکه دل دیگران را بشکنم. تنها به خاطر اینکه جلوی ضربت دلهای سنگی دیگران را بگیرم...
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:2 توسط NoBoDY |
  
نکردم من در این دنیا گناهی
فقط کردم به چشمانت نگاهی
اگر باشد نگاه من گناهی
مجازاتم کن هر طور که خواهی
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:49 توسط NoBoDY |
  
به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:10 توسط NoBoDY |
  
مثل گلها باشيم زيبا باشيم
با وفا باشيم و پر احساس
مثل باران باشيم پاک باشيم
زلال باشيم و پر از طراوت
مثل آفتاب باشيم پر از حرارت
پر نور باشيم و دل فريب
مثل دريا باشيم بيکران و بزرگ
پر تلاطم باشيم و گاهي آرام
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:59 توسط NoBoDY |
  
دوخط موازي هرگز به هم نمي رسند مگرآنکه يکي ازآنها براي رسيدن به ديگري بشکند.
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 13:53 توسط NoBoDY |
  
غمگین تر از زمستان کیست ؟
پاییز - او هیچ گاه بهار را ندیده است .
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 22:31 توسط NoBoDY |
  
عشق، عشق مي آفريند
عشق، زندگي مي بخشد
زندگي، رنج به همراه دارد
رنج، دلشوره مي آورد
دلشوره، جرات مي آورد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد، اميد مي بخشد
اميد، زندگي مي بخشد
زندگي ، عشق مي آفريند...
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 2:29 توسط NoBoDY |
  
دوباره تنها شده ام, دلم دوباره گرفته است. چرا هيچ كسي به من لبخند نمي زند؟ چرا هيچ غنچه ای به ياد من باز نمي شود ؟
وهيچ باراني از ناودان های شكسته ی خانه ام عبور نمي كند؟
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 2:25 توسط NoBoDY |
  
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 2:23 توسط NoBoDY |
  
و من انعکاسی بودم که بیخودانه همه ی خلوت ها را بهم زدم
ودر پایان همه ی رویا ها در سایه ی غم فرو رفت ....
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 19:10 توسط NoBoDY |
  
بعضي فكر مي كنند منصفانه نيست كه .خدا كنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي كنند كه كنار خارها گل سرخ گذاشته است! نظر شما چیه؟
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 15:9 توسط NoBoDY |
  
اي آنكه نگاهت به نگاهم مي نگاهد به نگاهم بنگاه كه نگاهم به نگاهت بنگاهد. انقدر به نگاهت مي نگاهم تا نگاهت به نگاهم به نگاهد.
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:6 توسط NoBoDY |
  
در زندگي به دنبال كسي نباش كه بتواني با او زندگي كني به دنبال كسي باش كه نتواني بدون او زندگي كني.
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:3 توسط NoBoDY |
  
اگر مي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
وتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:13 توسط NoBoDY |
  
كبوتر زيباست.
و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست.
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 12:51 توسط NoBoDY |
  
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن نيست
عشق آن است كه چتري براي ديگري باشي
و او هيچ وقت نداند كه چرا خيس نشد .......
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 22:59 توسط NoBoDY |
  
هيچ وقت به كسي دل نبند
چون دنيا انقدر كوچيكه كه دو تا دل كنار هم نمي تونن باشن
وقتي هم دل بستي ازش جدا نشو
چون دنيا اينقدر بزرگ كه ديگه نمي توني پيداش كني !
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 22:11 توسط NoBoDY |
  
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر.
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریا بی خبر
...
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:20 توسط NoBoDY |
  
گریه میکردم کفش ندارم کسی را دیدم پا نداشت !
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:11 توسط NoBoDY |
  
|