تبليغاتX
!!! کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ


عاشق او ...

از خدا

سپاسگزارم به خاطر لطفی که به من داد.

این روزها عاشق او بودن؛

افتخاری است که ...

نصیب هرکس نمی شود !!!

                  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 3:37 توسط NoBoDY |


عشق واقعی ...

تکه های قلبم را

با تو قسمت میکنم

شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی

نداشته باشد؛ اما ...

برای لحظه ای می توانی

گرمای عشق واقعی را

در دستانت حس کنی!!!

                              

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:25 توسط NoBoDY |


به آرزوهایت خواهی رسید !

چندین نامه نوشته ام،

با آدرس هایی که نمیدانم به کجا خواهند رسید!

" سلام:

از خداوند برایت بهترین ها را خواسته ام.

می دانم که تو به آرزوهایت خواهی رسید !!! "

                            

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 13:26 توسط NoBoDY |


جنایت ...

تو را به دادگاه خواهند کشید ...

شاید به حبس ابد محکوم شوی

جزئیات جنایتت معلوم نیست

اما،

اثر انگشتت را ...

روی قلبی شکسته یافته اند!!!

 

                            

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 14:8 توسط NoBoDY |


احساس جاودانه ...

کنارم نشسته ای

چشم در چشم من.

در ساعت شنی آب میریزم

شاید این احساس، جاودانه شود !!!

                      

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 16:2 توسط NoBoDY |


آخرین گل ...

با هزار و یک ترفند ...

شاخه گلی مصنوعی را

در میان گل های شاداب گلدانت،

پنهان کردم.

و بر دفتر خاطراتت نوشتم:

" تو را دوست خواهم داشت،

تا زمانیکه آخرین گل پژمرده شود!!! "


نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 2:8 توسط NoBoDY |


کارهایت رو به راه خواهد شد ...

آتشی روشن کرده ام

و عهد بسته ام تا خاموش شدنش

برایت دعا بخوانم.

تمام کارهایت رو به راه خواهد شد،

چرا که من ...

هیزمی دیگر در شومینه انداخته ام !!!

                                

نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 23:44 توسط NoBoDY |


دل خوشی ...

به حساب خیال بافی ام نگذار،

اما ستاره ای دارم

در تیره ترین شب ها !

 

فقط خواستم بدانی که می شود دل خوشی کرد،

به چراغ های کوچک یک هواپیما !!!

   

نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 3:59 توسط NoBoDY |