دوستت دارم...نقطه سر خط !
نه...
اين جمله ای نيست که بتوان از سر خط دوباره آغازش کرد !!!

شاعر: محیا
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:37 توسط NoBoDY |
ديوار های عشقمان را کوتاه ساختيم
و سارق عشق، به راحتی تو را ربود
و من در گوشه ای از ديوار،
در انتظارت...

شاعر: محیا
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 23:16 توسط NoBoDY |
با مدادی سياه، روی کاغذی سپيد کشيدم.
مداد من بودم و سپيدی کاغذ بخت تو
آری...
سياه بخت شدی !!!

شاعر: محیا
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:15 توسط NoBoDY |
من از رياضيات فقط همين رو ميدونم ...!
من – تو = 0
(من منهای تو مساوی صفر)

نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 14:52 توسط NoBoDY |